پست هفدهم:

 

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  

سلام دوستان عزیزم...

حالتون خوبه؟

دماغتون چاقه؟

سرحالین؟

من...؟شکرخدا خوبم!

خبری ازم نیست؟ خب نامزد کردم و ....آره دیگه سرم شلوغه!!!

خیلی دلم براتون تنگ شده..

خانوما...آقایون قصه نخورین ایشاا... عروسی خودتون... 

 

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 


| نظرات 10 | 3:05 AM شنبه، 5 شهریور هزار و سیصد و نود | نويسنده: كافه كاغذي | موضوع: ✖☠من كه دوست داشتم توچي؟ ✖☠


پست شانزدهم:

اينبار ديگه مي خوام برم تا خود وعده گاه نور


تا ســــرزمين آينـــــه نزديکي باغ بلــــــــــــور

 

اونـجايي که ستاره ها اشکاي آسمون ميشن


به حرمت طلوع تو شهاب بي نشون ميشن


جايي که رسم آدماش يک رنگـــي و محبته


لحظه به لحظه آرزوش بــرام يه دنيـا حسرتــه


دنــبال رد پــاي عشق مـــيرم تــا جمعه حضور


اونـجايي که ستاره ها سر ميدن آيه هاي نور


همون روزي کـــه اقـتدا ميـــشه به آب و آيــنه


همون روزي که دســت نور طلسم خواب ميشکنه


اگه بــــياي نگاهم و فرش حــضورت مي کـــنم


سـينه بي قـــــــرارمو سنـــــــگ صبورت مي کنم


اگه بيــــاي پاک مي کـــنم اشـکاي انــــــتظارمو


پر مي کنـم از گل ســـــــرخ فصلاي بي بهارمــو


تــــموم آرزوم ايــنه که عـــاشقونه جــــون بـــدم


کنار پات بميـــرم و با عشقت آسمــــون بـــــــرم


وقـــتي ميگــن جمعه شده نـگام همش منتظره


خونــه به دوش لحظـــــه هام آخــــه دلم منتظره


غـــروب جمــــعه که ميشه باغ بلوريم مــيشکنه


تو تار و پود لحظـــــــــــه هام تنهايي ريشه ميزنه


ميگـــــن که تنهـــايي بده ولي مگــــــه تا ابــده


يه روز مياد فرشته ها ميگن که خورشــيد اومده

 
خدا کنه وقتي مياي منم تــــــــوي قصـــه باشم


رو ســــر آسمونيا غنچه نرگــــــس بپــــاشـــــم..


| نظرات 12 | 5:10 AM جمعه، 10 تیر هزار و سیصد و نود | نويسنده: كافه كاغذي | موضوع: ✖☠عاشقم من،عاشقي... ✖☠


پست پانزدهم:

 تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی

آنها را نبست!

 

(گذران)

تا به کی باید رفت

از دیاری به دیار دیگر

نتوانم ,نتوانم جستن

هر زمان عشقی و یاری دیگر

کاش ما آن دو پرستو بودیم

که همه عمر سفر می کردیم

از بهاری به بهاری دیگر

آه,اکنون دیریست

که فرو ریخته در من,گویی

تیره آواری از ابر گران

چو می آمیزم,با بوسه ی تو

روی لب هایم, می پندارم

می سپارد جان عطری گذران

آن چنان آلودست

عشق غمناکم با بیم زوال

که همه زندگی ام می لرزد

چون تو را می نگرم

مثل اینست که از پنجره یی

تک درختم را,سرشار از برگ,

در تب زرد خزان می نگرم

مثل اینست که تصویری را

روی جریان های مغشوش آب روان می نگرم

شب و روز

شب و روز

شب و روز

بگذار

که فراموش کنم.

تو چه هستی,جز یک لحظه,یک لحظه که چشمان مرا

می گشاید در برهوت آگاهی؟

.بگذار که فراموش کنم


| نظرات 7 | 8:07 PM چهارشنبه، 1 تیر هزار و سیصد و نود | نويسنده: كافه كاغذي | موضوع: ✖☠شكست غرور ✖☠


پست چهاردهم:

 

 

 عاشقم من...عاشقی بیقرارم

کس ندارد خبر از دل زارم...


| نظرات 26 | 6:48 AM سه شنبه، 17 خرداد هزار و سیصد و نود | نويسنده: كافه كاغذي | موضوع: ✖☠عاشقم من،عاشقي... ✖☠